محمد معصوم البكري ( نامى )

144

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

بيست هزار آدمى در ميدان افتادند . و جام فيروز مخذول و منكوب گشته به گجرات رفت ، و در گجرات متوطن بود تا زمانى كه بملك الموت ملاقات نمود . ميرزا شاه حسن سه روز دران حوالى نزول فرموده ، غنايم و اسبان و اسباب از انچه بدست افتاده بود بر مردم خود قسمت مىكرد ، و امراى عظام را بانواع انعام و اكرام بنواخت ، و از انجا به شهر تهته نزول فرموده بفتح و فيروزى در تغلق آباد سكونت نمود . و بعد از شش ماه عازم بهكر شده از راه هاله كندى طى مراحل مىنمود . و چون در برابر سيوستان رسيد ، امراى سيوستان بمباركباد و فتح آمده پيشكش گذرانيدند . و امرا و ارباب سر كار سيوستان نيز رخصت انصراف يافتند . و مردم سعته و دربيله نيز در سيوستان استقبال نموده ملازمت كردند . دربيله را در همان تاريخ به مير فرخ ارزانى داشته شكاركنان به موضع ببرلو كه سه گروهى بهكر است تشريف آورد . و امرا و اعيان ( f . 105 b ) و اكابر باستقبال آمده ميرزا شاه حسن را دريافتند . ميرزا نسبت بمردم بهكر خيلى توجه فرموده بانعام و اكرام بنواخت . در همين سال جناب شيخ ميرك پورانى از قندهار به سند تشريف آوردند . و در سال ديگر خدمت شاه قطب الدين اولاد شاه طيب از هراة به بهكر آمده بملاقات ميرزا شاه حسن رسيدند . ذكر حكومت ميرزا شاه حسن و اسير شدن مردم دهر در اوائل سنه ثمان و عشرين و تسعمايه بسمع ميرزا شاه حسن رسيد كه در حدود اوباره و بهتى واهن جماعة دهر و ماچى و غيره همواره متعرض متوطنان پر گنه ماتيله و رعاياى مهر و غيره مىشوند . بنا بران بابا احمد ولد ارشد مير فاضل كوكلتاش را با فوجى بتأديب آن جماعة مأمور ساخت . و مومى اليه بعد از سرانجام سپاه نواحئ بهتى واهن و اوباره را تاخته ، از انجا